سلام وقت شما بخیر
می خوام چهار مطلب جدید وجالب براتون بزارم امیدوارم بدرد کارتون بخوره .
وحتما نظرتون یادتون نره
داشتن ذهن آرام :
يكي از شيوه هاي مهم و اساسي براي كسب آرامش ، تخليه ذهن است . جهت تزكيه فكر ، تخليه ذهن را روزي دوبار يا حتي بيشتر توصيه مي كنند . چه خوب است ذهنمان راازترسها،نفرتها،نا امنيها،تأسفها و احساس گناه خالي كنيم.اگر اين كاررا آگاهانه انجام دهيم سبب آرامش خاطرمان خواهدشد.آياتجربه كرده ايد كه پس از درد دل كردن وبازگويي مسايلي كه بر ذهنتان سنگيني مي كرد به دوست خود چقدر احساس سبكي و آرامش كرده ايد . ما همواره شاهد اين واقعيت هستيم كه براي مردم بسيار مهم است كه بتوانند با راحتي و اطمينان افكاري را كه آزارشان مي دهد براي دوست مورد اعتمادي بازگو كنند.
ادامه مطلب...
مطلب جدید: اگر تمایل دارید نویسنده وبلاگ باشید و ما را کمک کنید با ما تماس بگیرید .
نظرتون یادتون نره
درست است که این روزها ایمیل و پیام های فوری از طریقMessenger در ارتبـاطات اداری خیلی باب شده است، امـاهنوز هم تلفن نقش بسیـار مـهمی در حیطـه کـار ایفا میکند. مکالمات تلفنی نیز دقیقاً مثل جلسات کاری رو در رو،بـایـد از یکسری قوانیـن و اتـیکت هـا پیروی کند تا تجربه ای شیرین و سازنده برای هر دو طرف بر جای بگذارد.
چشـم پـوشی از رفتارها پشت تلفن کـار سـاده ای است. برخوردها و مــلاقات های ناگهانی یا پیام ابلاغ ایمیل جدیدکه یکباره روی صـفحه نمـایش کـامپیـوتر ظـاهر مـی شـود،میتواند باعث پرت شدن حواس شود. اما باید یادتان باشـدکـه مکالمـات تـلفنی هم به اندازه مکالمات رو در رو اهمیت دارد.
ادامه مطلب...
فرارسیدن ماه خدا را به شما تبریک عرض می کنمو طاعات و عبادتان قبول باشه.
مطلب بسیار جذاب جدید :
قانون جذب به ما می گوید که در زندگی به همان چیزهایی می رسیم که بر روی آنها تمرکز می کنیم و به آن انرژی می دهیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم به هر چیزی که فکر کنیم در زندگی برایمان متجلی خواهد شد.
به عبارت دیگر بر روی هر چیزی که تمرکز کنیم آن را به زندگیمان فرا خوانده ایم.
بیشتر افراد زمانیکه در مورد قانون جذب مطالبی می شنوند شگفت زده می شوند. آنها تصور می کنند که ایجاد حقیقی چیزهایی که در ذهن مجسم می کنند، کار عجیبی است . "من می توانم هر کسی که می خواهم باشم، می توانم هر کاری که می خواهم انجام دهم، و به هر چیزی که می خواهم برسم" واقعاً فوق العاده است. من آمال و آرزوهای زیادی دارم و تنها کاری که باید انجام دهم این است که با فکر کردن به آنها از هستی بخواهم که آنها را دراختیار من بگذارد.
هفته ها می گذرد و فرد به چیزهایی که خواسته نمی رسد. از خود می پرسد پس چرا آرزوهایم برآورده نشدند؟ من آنها را در ذهن خود به تصویر کشیدم، پس چرا به آنها نرسیدم؟
این قانون جذب چه اشکالی پیدا کرده، من آرزوهایم را گفتم ولی عملی شدن آنها را نمی بینم؛ آیا آرزوهایم زیاد بودند و یا من نتوانستم آنها را به خوبی سفارش دهم؟
اگر ما یک بار دیگر با دقت بیشتری معنای قانون جذب را بخوانیم می بینیم که ما هر چیزی را که به آن توجه کرده و بر روی آن تمرکز کنیم به زندگی مان وارد می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم!
بنابراین چرا بیاییم و توجه و انرژی مان را صرف فکر کردن به چیزهایی کنیم که نمی خواهیم در زندگی مان وجود داشته باشند؟ این کار بی معنایی است.
در روزهای اینده پیگیر مطالب بعدب باشید
ادامه مطلب...
امروز اومدم برای مرخصی ۱ ماه و ۲ ماه برای خدمت سربازی
ناچار به رفتن هستم ولی امیدوارم در روزهایی که نیستم نویسنده دیگر وبلاگ بتواند جالی خالی ما را پر کند امیدوارم.
به امید دیدار به زودی زود.



امیدوارم از فرصتها استفاده کنید.
سال خوبی را شروع کنید.
سلام
دوستان عزیز درود
خب بازهم اسفند ، بازهم تغییر ، بازهم پاکیزگی ، بازهم سرزندگی و طراوت طبیعت ، بازهم شورو شوق ، باز هم تلاش برای رسیدن به موفقیت
خب از آن جایی که اسفند معروف به خانه تکانی هستش من هم تغییراتی در وبلاگ به وجود آوردم اول اینکه بخوام تغییرات رو بگم، نتایج نظر سنجی قبلی را برای شما قرار می دهم و تشکر می کنم از همه آنهایی که در این نظر سنجی شرکت کردند.
تغییرات :
اول اینکه ایجاد یک نظر سنجی جدید در وبلاگ که از شما دوست عزیز خواهش می کنم حتما فقط با یک کلیک در این نظر سنجی شرکت کنید.
دوم اینکه در بالای وبلاگ یک سخن رو می بینید که این جمله برای هر ورود برای شما تغییر می کنه و دقیقا هم با ظاهر وبلاگ همخونی داره و سخن هایی از بزرگان هستش .
سومین تغییر گذاشتن یک جسجتو گر حرفه ایی در زمینه وبلاگ هستش .شما آنچه را که می خواهید در هر زمینه در تمامی سرویس دهندگان وبلاگ رایگان بدست آورید می توانید در این جستجو گر پیدا کنید.
چهارمین تغییر کادر تماس مستقیم با نویسنده هستش که شما به راحتی می توانید با میل خود مستقیم برای میل بنده پیام بفرستید.
پنجمین تغییر گذاشتن یک دیکشنری آنلاین هستش که بسیار دقیق هستش و می توانید به راحتی لغت مورد نظر خود را معنی کنید.
ششمین تغییر قرار دادن لینکدونی موفقیت هستش که از تمامی دوستانی که در زمینه موفقیت فعالیت می کنند و وبلاگ آنها دارای لوگو هستش لوگوی خود را در این لینکدونی قراربدهم که به راحتی در دسترس باشند ( در آینده نزدیک لوگو خود رو قرار می دهم )
هفتمین تغییر این تغییر به دلایل فیلتر شدن سایت کلوپ حذف گردید.
راستی کسانی که تمایل دارند در وبلاگ به عنوان نویسنده فعالیت کنند در ارسال نظرات نظر خود به صورت خصوصی بفرستند.

آبا درخواست بزرگی هستش که بگویم ما رو به عنوان یکی از وبلاگ های خانگی خود قبول کنید.
تمامی این تغییرات خودکفایی می باشد و خودم به تنهایی تمامی این تغییرات را در وبلاگ قرار داده ام.
منتظر تغییرات دیگر و مطالب موفقیت در این ماه باشید.
سلام دوستان عزیز
امروز هم قبل از قرار دادن مطلب می خواهم به اطلاع کلیه دوستان برسانم کسانی که مایل هستند به عنوان نویسنده با بنده به صورت فعال در نویسندگی وبلاگ کمک کنند با من تماس بگیرند . بنده قصد دارم از کسانی که دوست دارند در زمینه مباحث موفقیت بنده را همیاری کنند به عنوان دیگر نویسندگان وبلاگ بپذیرم .
منتظر شما دوستان عزیز هستم.

اما مطلب امروز:
همه می دانیم که از طریق مثبت گرایی به راحتی می توانیم به سمت موفقیت سوق پیدا کنیم، اما آیا شما یک حس مثبت دائمی را نسبت به فضای بیرون از خود به نمایش می گذارید؟
در این قسمت نکاتی را به شما آموزش می دهیم که با به کارگیری آنها به راحتی بتوانید انرژی مثبت خود را به دیگران نیز انتقال دهید.
1- سلام و احوالپرسی با همکاران
شاید به نظرتان سلام و احوالپرسی با همقطاران یک امر بدیهی باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور می کنید پیش پا افتاده نیست. این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما در عوض باعث می شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب، و به یادماندنی جلوه کنید.
من در طول زندگی شغلی خود هم شغل های تمام وقت داشتم و هم به عنوان مشاور برای شرکتهای بسیاری در شهرهای بزرگ و مختلفی فعالیت داشتم. خیلی از افراد را میدیدم که با سر پایین و چهره ترشرویی رفت و آمد می کردند. یادم می آید یک بار برای شرکتی مشاوره می کردم. مدیر امور مالی هر روز صبح که می آمد مستقیم به سمت دفتر خود می رفت و حتی یک لحظه هم توقف نمی کرد که به افرادی که بر سر راهش قرار دارند نیم نگاهی بیندازد. حتما تا به اینجا خودتان متوجه شده اید که او یکی از افرادی بود که هیچ کس به او علاقه ای نداشت. شاید کار او با اعداد و ارقام قابل ستایش بود اما در روابط خود با مردم یک فاجعه بود.
2- لبخند
این کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام می دهند. زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند. آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست. با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند.
به عنوان مربی ارتباطات من مدیران و کارفرمایانی را دیدم که به صورت خود یک ماسک می زنند و زمانی که در حال صحبت کردن با خدمه، کارکنان و همکارانشان هستند به سختی چهره هایشان تغییر می کند. اما موفق ترین مدیران کسانی هستند که اعتماد به نفس کامل داشته، از زندگی خود لذت ببرند و از اینکه در زمان مناسب لبخند ملیحی بر لبان خود آورند هیچ ترسی به دل راه نمی دهند.
3- تحسین و تشکر
سعی کنید به طور روزانه از افراد تشکر کنید. کسانی که کارهایشان را دور از انتظار انجام می دهند مستحق تشکر و تمجید شما می باشند. البته اگر این کار را در حضور سایرین انجا دهید که دیگر کارتان حرف ندارد!
ریچارد برنشن، مدیر یک موسسه اقتصادی که به دلیل شور و اشتیاق زیادش در کار مـعـروف شـده بـود در طـی مصاحبه خود با مجله "ثبت شرکت ها" به خبرنگار گفته بود "تعریف کردن از دیگران باعث می شود آنها رشد کنند، و انتقاد باعث می شود که ریشه تمام خلاقیت ها خشک شود." اغلب افراد به این دلیل که درآمد بالاتری داشته باشند شغل های خود را ترک می کنند و اولین دلیل استعفا نیز همین مورد می باشد. اما کنار آمدن از کار فقط به خاطر مسائل مالی نیست، عده دیگری از افراد نیز هستند که به این دلیل که به اندازه کافی تایید نشده و سایرین آنها را به رسمیت نمیشناسند مجبور می شوند که شغل خود را عوض کنند. یک رءیس شرکت که جزء میلیونرها هم هست "اسکات کوک" روزی به من گفت: " مردم به چیزی فراتر از حقوق سر ماه نیاز دارند" این گفته کاملا صحت دارد. افراد پایین مقام تر می خواهند که احساس کنند کارشان مفید است و از دید سازمان و کارفرمای خود افراد ارزشمندی هستند.
4- با همه به خوبی رفتار کنید
سعی کنید هر روز صبح در محل کار خود یک کار زیبا و دلپسند را در مورد یکی از همکاران خود انجام دهید به ویژه آنهایی که مقام پایین تری نسبت به شما دارند. برای مثال پیام تشکری برای آبدارچی که چای و شیرینی جلسه امروز را درست کرده بفرستید.
اگر فکر می کنید دیگران کارهای شما را زیر نظر ندارند من یک خبر برایتان دارم. مدیران، همقطاران و افراد پایین رتبه همه و همه چشم به کارهای شما دوخته اند و مرتبا در حال ارزیابی رفتار شما هستند. زمانی که سرمایه دار بزرگ "برنسن" را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرده بودن او صورت خود را آراسته بود و روی سر خود موی مصنوعی گذاشته بود، درست مثل اینکه قصد دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. او به شدت بر روی این امر تاکید می کرد و اظهار می داشت که از این طریق می توان تشخیص داد که افراد با اطرافیان خود چگونه برخورد می کنند و برای آنها در چه حد ارزش قائل هستند.
5- خونسردی خود را حفظ کنید
زمانی که مسائل جزئی بر وفق مراد شما پیش نرفت نباید به سرعت از کوره در روید و بگذارید چنین مواردی خونسردی شما را از بین ببرند. از یک زبان مثبت و خوش بینانه در گفته های خود استفاده کنید و حرکات بدن خود را کنترل کنید. به عبارت دیگر با سرعت به سمت جلو و عقب راه نروید و انگشتان و دستان خود را به هم نفشارید. محکم و استوار باشید و با قاطعیت صحبت کنید!
من روزی این شانس را پیدا کردم که با یکی از قهرمانان واقعی ارتش، مردی که شخصیتی شبیه به آنچه در فیلم های سینایی می بینید داشت. فرمانده ارشد "مت اورسمن" گفت که رهبران و فرماندهان باید در یک جو مملو از اعتماد به نفس زندگی کنند. یک رهبر بدون توجه به اتفاقاتی که در اطراف او در حال رخ دادن است، باید محکم و استوار " مثل یک کوه" بر سر جای خود بایستد. او می گوید حتی اگر راه حل مشکلی در همان لحظه به ذهنتان نمی رسد باز هم باید خونسردی خود را حفظ کنید و به دیگران القا کنید که همیشه کنترل تمام امور را به دست خود دارید. در چنین شرایطی آن جو اعتمادی که قبلا در مورد آن با شما صحبت کردیم به حقیقت میپیوندد. زمانی که در شرایط فشار خوش بین باشید می توانید تاثیر بی نهایت مثبتی را در ذهن دیگران از خود بر جای بگذارید. در جریان 11 سپتامبر، شهردار نیویورک "رادولف گالیانی" به عنوان یکی از افرادی که تسلط کاملی بر نفس خود دارد شناخته شد. او آنچنان تاثیری بر روی مردم گذاشت که تا به حال هیچ کجا دیده نشده بود. یکی از افرادی که تحت تاثیر شدید او قرار گرفته بود " اپرا وینفری" بود. اپرا در مورد او اینچنین می نویسد: "در روزهایی که برای همه سخت بود، او آنچنان اعتماد به نفسی داشت و آنچنان محکم و پر صلابت به خانواده های بازمندگان قوت قلب می داد که مردم به او لقب شهردار آمریکا دادند."
6- e-mailهای خود را شخصی (personalized) كنيد
زمانی که شما برای کسی نامه الکترونیکی می فرستید هیچ کس نمی تواند ظاهر و یا حرکات شما را ببیند، به همین دلیل به راحتی می تواند شما را یک فرد رک، متکبر و خودخواه تصور کند. به همین دلیل چند ثانیه بیشتر وقت بگذارید و نامه های را شخصی کنید.
به این مثال توجه کنید؛ به جای اینکه بنویسید "من گزارش را تا ساعت 2 بعد از ظهر می خواهم" از این جمله استفاده کنید "مهم است که گزارش شما امروز آماده شود، اگر آنرا تا اخرین مهلت "2 بعد از ظعر" به ما تحویل دهید، ممنون خواهیم شد." آیا به نظر شما دومی بهتر نیست؟ البته شاید کمی دارای اطناب و درازگویی باشد و معمولا نامه های ادارای باید مختصر و مفید باشند. اما اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که آنقدرها هم که فکر می کردیم طولانی نیست و گذشته از آن می توانید از این طریق ارتباط خوبی را با خدمه خود برقرار کنید.
7- خیلی زود جلوی مشکلات را بگیرید
خیلی سریع باید راه حل مشکلات را پیدا کنید، به ویژه آن دسته از مسائلی که باعث بروز جر و بحث و دعوا می شوند. اگر شما سرپرست بخشی هستید وظیفه سنگین تری نسبت به حل مشکلات دارید. اگر یکی از کارمندان به شما خبر داد که یک خدمه مشغول انجام امور غیر اخلاقی است حرف او را جدی بگیرید. در مورد او تحقیق و پرس و جو کنید، با شخص مورد نظر گفتگو کنید و تمام مواد را ثبت و ضبط کنید! با این کار شما به عنوان شخصی که به مشکلات اجازه رشد نمی دهد شناخته خواهید شد.
رهبران موفق همیشه به سرعت مشکلات و موانع مختلف را بررسی کرده و در رفع آنها کوشش می کنند. به خاطر می آورم که در یک شرکت بیشتر کارمندان ایمان خود را به کارفرمای خود از دست داده بودند. پشت سر هم غیبت می کردند، همیشه در حال شایعه پراکنی بودند و با هم دست به یقه می شدند. کارفرما که مکررا از حضور در بین آنها خودداری می کرد، کنترل خود را در امور مختلف از دست داده بود و چیزی نگذاشت که هیچ فایده ای برای شرکت نداشت و پس از چندی شغل خود را از دست داد.
8- دور هم جمع شوید
کارمندان دوست دارند احساس کنند که شما به آنها و زندگی شخصی شان اهمیت می دهید. آنها را بعد از کار به مهمانی دعوت کنید و یا با هم به یک مسابقه بیس بال بروید. این کار خوش نیتی شما را به همکاران، خدمه و کارمندانتان ثابت می کند.
امتحان کنید: یک مهمانی کوچک و خودمانی ترتیب دهید، به همکارانتان mail بزنید و آنها را برای نهار به اتاق کنفرانس دعوت کنید. حتما نباید یک مهمانی بزرگ بگیرید. دور هم جمع شدن های کوچک و خودمانی باعث می شود کارکنان با هم اتحاد بیشتری پیدا کنند.
برای رسیدن به موفقیت، مثبت باشید
بالارفتن از پله های موفقیت شغلی نیازمند کمک دیگران نیز می باشد. رهبران حرفه ای و موفق کسانی هستند که بتوانند در میان همکاران و کارمندان خود شور و اشتیاق ایجاد کنند. اگر تنها مثبت فکر کنید کافی نیست، بلکه باید مثبت زندگی کنید.
سلام دوستان عزیز
بابت تاخیر پیش آمده خیلی معذرت می خواهم ولی می خواهم قول دهم که وبلاگ را رونق دهم فقط امیدوارم این قول من مثل قول های دفعه قبل نباشه .
راستی دوست عزیز نظرت یادت نره
سه گام تا موفقیت:
همه ی انسان ها خواهان موفقیت اند.
بعضی افراد هر صبح که بیدار می شوند، در تلاش برای رسیدن به آن هستند، و در این راه حتی حاضرند به ضرر و زیان سایرافراد نیز کار کنند.
برای سایرین، کسب موفقیت به نظر غیر ممکن می رسد. آنها تصور می کنند که فقط افراد کمی قادرند به آن دست یابند و بقیه باید به همان چیزی که دارند شاد و راضی باشند.
این حرف ها خیلی هم دور از واقعیت نیست. اگر شما با قصد و هدف ناپاک و اشتباه به دنبال موفقیت باشید، هیچگاه به آن نخواهید رسید. مثل این است که بدون در دست داشتن نقشه، به شهری غریب سفرکنید .
زیگ زیگلار می گوید: "موفقیت مراحل متداوم دارد، یک اتفاق ناگهانی نیست." یک مسافرت است نه یک مقصد
جیم روهن موفقیت را اینگونه توصیف می کند: "...موفقیت باید به طرف شما بیاید، نه اینکه شما به دنبال آن باشید".
آیا نقشه ی کار دستتان آمد؟
نباید برای به دست آوردن آن عجله کنید، و این را هم بدانید که با شانس نیز به دست نمی آید. موفقیت را از کسی به ارث نمی برید، و نمی توانید آن را به زور از کسی بگیرید.
برای دستیابی به موفقیت باید زمانی طولانی به شدت و سختی تلاش کنید. دستیابی به آن قیمتی دارد و گاهی اوقات قیمتش بسیار بالاست. و معمولاً اکثر افراد آمادگی یا توانایی پرداخت این قیمت را ندارند.
اگر می بینید که خیلی وقت است موفقیت از شما دوری می کند، بدانید که ممکن است هدفتان نادرست بوده باشد.
باید قبول کنید که :
ادامه مطلب...
سلام دوستان عزیز
قبل از قرار دادن مطلب امروز می خوام یک سایت رو به شما معرفی کنم.
این یک سایت کاملا ایرانی به نام
هستش که در اون می توانید ارتباط سالمی رو با خیلی از دوستان خودتون داشته باشید. این سایت همچنین توسط پلیس خود کلوپ اداره می شه که شما می توانید در یک محیط مجازی سالم با دوستان خودتون به گفتگو بپردازید.این سایت همچنین دارای کلوپ و انجمن های جدا گانه هستش . حتی شما می توانید نیازمندی های خودتون رو در این سایت جستجو و یا درخواست کنید .
فقط برای عضو شدن در این سایت شما نیاز به معرفی دارید.
این مطلب رو در اعتراض به حذف نام بزرگ ایران از سایت یاهو، گذاشته ام.
اگر کسی از دوستان تمایل داشت در این سایت عضو بشه برای من ایمیل بگذاره تا برای اون لینک عضو شدن رو براش بفرستدم .
اما در مورد مطلب امروز که مابقی جملات قصار هستش برای شما می گذارم .خواهشی که از دوستان دارم اینه اگر از جملات کپی برداری می کنید حتما منبع گردآورنده آن و همچنین نام وبلاگ من را ذکر کنید .
با تشکر فراوان از آقای صدیقی
عشق ما را می کشد تا دوباره
حياتمان بخشد
« شكسپير »
شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش
« آلبرت هوبارد »
خدا به ما دو دست میدهد
امابرای ما پل نمی سازد
« ضرب المثل انگلیسی »
نشان دوست خوب آن است که خطای ترا
بپوشد و تو را پند دهد و
رازت آشکار نسازد
« بوعلی سینا »
به گذشته خود هرگز نمی اندیشیم مگر
آنکه بخواهیم از آن نتیجه بگیریم
« نهرو »
عالیترین سلاح برای غلبه بر دشمن
خونسردی است
« ضرب المثل انگلیسی »
مابقی در ادامه مطلب...............
ادامه مطلب...
امروز می خوام جملات قصار را برای شما بزارم .دوستان عزیزی که وبلاگ دیدن می کنید لطفا کنید نظر خودتون رو بدهید چون اگر همین نظر های شما نباشه من نمی تونم به موقع آپ کنم می دونم توقع من زیاده.خواهش می کنم اگر از مطالب کپی می گیرید منبع آن رو ذکر کنید
منتظر نظر های گرم شما هستم .مطمئا باشید دنبال یک تغییر بزرگ هستم.منتظر جملات دیگه در روزهای آینده باشد.
(( فونت مطالب زیر B Koodak ))
بهترينها را در خودتان خواهيد يافت وقتی در ديگران خوبی بجوئيد
« مارتين والش »
وقتی آنچه داريم مي بخشيم
آنچه را نيازمند آنيم
دريافت خواهيم کرد
« داگلاس لاوسن »
کسی که فکر نميکند به ندرت دم فرو ميبند
« نیوتن »
هرگز تسليم نشويد
« ونستون چرچيل »
استعداد در انتخاب ها است
« روبرت دونيرو »
هرگز قبل از فکر کردن حرف نزن
و کاری انجام مده
« فيثاغورث »
فضيلت انسان زیر زبانش نهفته است
« حضرت علی »
سعادت آرامش خاطر است
« پاسکال »
قلبهاست... بهترين شكل حكمراني، سلطنت بر
« ناپلئون »
نااميدى، آخرين نتيجه گيرى
بى خردان است
« ضرب المثل انگليسى »
در دنيا خفتگاني هستند که
بيداريشان همچون بيدار شدن
اژدها وحشتناک است
« ناپلئون »
مشكلات خود را بر ماسه ها
بنويسيدو موفقيت هايتان را
بر سنگ مرمر
« پرمودا باترا »
مابقی جملات در ادامه مطلب
با تشکر از آقای علی رضا صدیقی
ادامه مطلب...
سلام دوستان عزیز
امید وارم حال همه شما دوستان عزیزی که به من لطف دارید خوب باشه.
من هم به نوبه خودم فرا رسید ماه عسل رو به شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم با راز،نیاز و روزه گرفتن ما پروردگار بزرگ در این ماه عزیز از اشتباهات ما بگذره.امروز هم با مطلب جدید که شاید خیلی ها از ما به خاطر نبودن اون داریم رنجر می بریم برا تون می گم. دوست عزیز حتما نظرت رو درباره مطلب و وبلاگ بنویسد. ((یاددددددددت نرررررررره))
افزایش اعتماد به نفس :
افزایش اعتماد به نفس ،کار دشواری است . موفقیت در هر کاری بسیار مشکل است ، مگر این که اعتماد داشته باشید که از عهده آن کار بر می آیید. تلاش، اولین قدم برای دستیابی به آن است و حرکت به سوی اعتماد به نفس با تفکر آغاز می شود.در مورد نقاط قوت خود فکر کنید و به خود بگویید)) قابلیت انجام این کار را دارید)).وقت خود را به خاطر تفکرات منفی تلف نکنید بلکه نکته های خوب را دریابید و به آنها فکر کنید . وقتی کاری را درست انجام دادید، خود را تشویق کنید.شما با داشتن چند کلید می توانید درها را به روی اعتماد به نفس بگشایید. درهایی که شاید متقاعد شده بودید که برای همیشه به روی شما بسته شده اند پس چرا این کلید ها را پیدا نکنید و چگونگی کارکرد آن ها و باز شدن درها را فرا نگیرید؟
پنج کلید و جود دارد که اگر بر آن ها مسلط شوید ،درها برای شما باز خواهند شد.
1. تصویری که از خودتان در ذهنتان ساخته اید ، تغییر دهید.
(( شما همانی هستید که می اندیشید. ))
باید تصویری ذهنی خود را تغییر دهید . آیا می دانید زمانی که فاقد اعتماد به نفس هستید و حتی قبل از آن ، افکار شما منفی هستند. پس باید ذهن خود را دوباره برنامه ریزی کنید.
2. در صحبت کردن، جملات مثبت را جایگزین جملات منفی کنید.
قبل از صحبت کردن، به آن چه که می خواهید بگویید،بیندیشید. آیا شما جملات را قبل از بیان کردن ، با دقت انتخاب می کنید؟ اغلب مردم آن چه را به زبانشان می آید، بدون فکر کردن بیان می کنند. در طول روز پیام های مثبت می شنویم. در این زمینه ، باید آگاهانه وارد عمل شد؛ چرا به فکر کردن و صحبت کردن از یکدیگر تبعیت می کنند. اگر افکار تان منفی باشد ،سخنان تان نیز موج منفی صادر می کند. شما خود انتخاب می کنید که در برابر حوادث گوناگون چه عکس العملی نشان دهید .شما با افکار ، گفتار و رفتار تان ،اتفاقات بعدی را رقم می زنید.
3. زبان بدنتان را تغییر دهید.
80 درصد ارتباطات به زبان بدن و تن صدا بستگی دارد.زبان بدن نقش مهمی در صحبت کردن دارد و افراد اغلب به آن بیش از جملاتی که می گویید، توجه دارند .می توانید امتحان کنید. برای مثال کنار کسی ،دست به سینه و اندکی کج بایستید.به بالای شانه های تان نگاه کنید و بپرسید کدام را باور می کند، مهم نیست که شما چه مس گویید ،مردم زبان بدنتان را می خوانند و آن را باور می کنند.یک نمونه چهره بسته ،دست به سینه بودن و با چشمان نیمه باز نگاه کردن ،پیام های منفی را صادر می کنند.چهره باز و لبخند ،به برقراری ارتباط تشویق می کند.
4. باید محیطی را که از تصویر ذهنی منفی حمایت می کند تغییر داد.
اگر در شغلی که دارید احساس ضعف و ناتوانی می کنید،محیط کار خود را تغییر دهید. اگر با کسی دوست هستید و او شما را فرد نا لایقی می داند در این شرایط باید به فکر چاره بود و یا از آن شخص فاصله بگیرید.اگر دوستان تان یا اعضای خانواده برای ادامه تحصیل یا داشتن زندگی بهتر ،شما را تشویق نمی کنند ،باید راه و روش لازم برای دفاع از توانایی های تان را یاد بگیرید و یا خودتان را از منبع انرژی منفی دور نگاه دارید.دیگران ،هم می توانند شما را بسازند و هم می توانند تخریب کنند .اگر حس کردید که دیگران به جای تشویق ، روحیه تان را تضعیف می کنند، مشخص می شود که به دیگران اجازه داده اید که سرنوشت تان را اداره کنند و شما را تحت تاثیر قرار دهند.
5. ابتدا اعتماد به نفس را فرا گیرید، سپس بر روی تحقق اهداف تان متمرکز شوید.
هر کس برای خودش رویایی دارد. این رویا می تواند شروع یک کار تجاری باشد و یا شاید هم شروع یک رابطه موفق .افراد زیادی رویاهایشان را رها می کنند و به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی ، از تلاش برای تحقق اهدافشان ،دست بر می دارند. کسانی که خواهان یاد گیری روش هایی برای داشتن اعتماد به نفس و موفقیت هستند، موفق خواهند شد . شما چطور؟در جاده موفقیت کی دست از تلاش برداشته اید؟آیا می خواهید به نارضایتی خویش ادامه دهید و در تلاشید تا خود را متقاعد کنید؟ ارسطو می گوید: (( یادگیری انجام کاری فقط با انجام آن کار میسر می شود)).دومین را یادگیری که خیلی آسان تر و سریع تر است، آموختن از کسانی است که قبلاً آن درس ها را فرا گرفته اند و به افراد زیادی در این زمینه کمک کرده اند.اگر شما یاد گرفتن از نمونه ها و الگو ها را به یادگیری از طریق اشتباهات ترجیح می دهید از کارشناسان کمک بگیرید ،کتاب بخوانید، در سمینار ها شرکت کرده و با مربیان مشورت کنید.
باتشکر از امیر ملک محمودی
نظرت یاد نره دوست عزیز
سلام
سلام
من هم به نوبه خودم روز جوان رو تبریک عرض می کنم . امروز روز بزرگی باید برای ما باشد چون ما
کشوری جوانی هستیم و حدود 60 درصد ملت ما رو جوان تشکیل داده باید ولی این طور نبود و همه ساده و خیلی بی تفاوت از اون گذشتیم و حتی خیلی از جوان ها نمی دانست که امروز روز جوان است.
خب بگذریم ، من چند وقتی هستش می بینم به دوستان خوبم کم لطفی می کنم و در مطلب و نظرات اونها شرکت نمی کنم و اونها به خاطر همین به من کم لطفی دارن، من از شما دوست عزیز وبلاگ نویس و خواننده عزیز بخاطر دیر شدن مطلب جدید عذر خواهی می کنم. ولی شما خواننده عزیز بدان که من هستم و وبلاگم ابدیت می شود، به قول معروف :دیرو زود داره ولی سوخته سوز نداره.به خاطر همین امروز دوست دارم مطلبی در مورد ارتباط بگم :
ارتباطات تأثیر ژرف و عمیق در کم و کیف زندگی و روابط ما با دیگران دارد.رعایت شش اصل اساسی زیر شما را یاری می کند که در ارتباط با دیگران به لحاظ مسائل شخصی،احساسی،اجتماعی و مالی موفق شوید.
اصل ارتباطی شماره 1: همه کارهای ما نوعی ارتباط است.
زبان ،تنها وسیله ارتباطی نیست.کلماتی که بر زبان جاری می کنیم،برحسب موقعیت،فقط بین هشت تا بیست و چهار درصد پیام ما را تشکیل می دهند و به این ترتیب در دنیای گسترده ارتباطات ،تنها مشتی از خروارند.لباسی را که هر روز می پوشیم،پیام آور تصویری است که از خود بر ذهن داریم و نمایانگر ارج و حرمتی است که برای خویش قائلیم.اتومبیلی را که می رانیم،خانه ای را که در آن زندگی می کنیم،زیورآلاتی و ملزوماتی را که به خود می آویزیم،همگی این پیام را به دیگران منتقل می می کنند که چه احساسی نسبت به خود داریم و انتظار داریم که دیگران چگونه با ما رفتار کنند. وقتی لوازم شخصی خود روی میز می گذاریم پیام دیگری را درباره خود به دیگران منتقل می کنیم.وضعیت نشستن و راه رفتن نیز حاکی از احساسات و گرایشات ماست.
اصل ارتباطی شماره 2: چگونه ارسال یک پیام چگونگی دریافت آن را معین می کند.
کلماتی را که بر زبان می آوریم ،بسیار بیشتر از آنچه تصور می کنیم حاوی پیام هستند.حجم و آهنگ صدا،نوع نگاه ،وضعیت ایستادن،نحوه خم شدن سر،همگی به شنوده کمک می کنند تا کلماتی ما را تفسیر کند و پیام آن را دریابد.بنابراین اگر چه ممکن است ناخودآگاه مراقب این موارد در هنگام ارسال پیام خود نباشیم،اما باید توجه داشته باشید که به هرحال شیوه دریافت و استنباط یک پیام دقیقا به شیوه ابراز آن بر میگردد.
اصل ارتباطی شماره 3: آنچه اهمیت دارد دریافت پیام است و نه ارسال آن.
بسیار اتفاق می افتد که یک پیام به آسانی مغایر با منظور ما دریافت شود.بنابراین منطقی است که بگویم ارتباط واقعی پیامی است که شنونده استنباط می کند نه آنچه گوینده می گوید.به بیانی دیگر،صرفا حسن نیت ما در ارسال پیام کافی نیست، بلکه عملکرد و بیان ما باید بتواند نیت خیر خواهانه مان را منتقل کند.
اصل ارتباطی شماره 4: چگونگی آغاز پیام، اغلب حاصل ارتباط را تعیین می کند.
همه ما بارها این احساس را تجربه کرده ایم که بعلت استنباط نادرست درآغاز یک پیام،منظور گوینده را یکسره کج فهمیده ایم. بنابراین، اگر مراقب نباشیم ،همان چند کلمه ای که در آغاز سخن بکار می بریم کافی است که دیگران را به برداشتی نادرست از سخنان ما سوق دهد و موجب رنجش و آوردن آنها شود. به همین دلیل بخشی از موفقیت در هر ارتباطی به کم و کیف آغاز سخنان بستگی دارد .
اصل ارتباطی شماره 5: ارتباط یک خیابان دو طرفه است.
در یک ارتباط خوب دو عامل دخالت دارند. ارسال درست پیام و دریافت .بنابراین اگر تنها به این بسنده کنیم که نقطه نظرهای خود را روشن و منطقی و قانع کننده بیان کرده ایم،موفق به ایجاد یک ارتباط نیستیم. بلکه ،صرفاً در مقام سخنوری و اندرز گویی برآمده ایم. به این ترتیب اگر مایلید رابطه شما به موفقیت و کامیابی
بینجامد،باید نقطه نظر های طرف مقابل را بشنوید و به روشنی درک کنید.
اصل ارتباطی شماره 6: ارتباط یک رقص است.
اگرچه ردوبدل کردن پیام و اطلاعات ارتباط نامیده می شود،اما در واقع ارتباط تنها محدود به این اعمال نیست.به بیانی دیگر ، وقتی یک پیام واحد را با فرد یا جماعت متفاوتی در میان می گذاریم،آن را هر بار به شکل تازه ای مطرح می کنیم، زیرا در این فاصله مجال بیشتری داشته ایم تا بیندیشیم و نکاتی تازه بیاموزیم و در نتیجه نگرشی تازه را به عبارات خود ملحوظ کنیم.به علاوه،هر بار که یک موضوع خاص را با افراد و یا گروه های متفاوتی در میان می گذاریم،کسانی که پیام ما را دریافت میکنند به لحاظ تجارب گذشته،نظام های اعتقادی و زمینه های فرهنگی مختلف ،هر کدام استنباط متفاوتی از گفته های ما دارند.از این رو،نیروهایی که ما را ارتباط می دهند متفاوت خواهد بود ودر نتیجه روابط متفاوتی نیز برقرار می گردد و رقص ارتباط به گونه دیگری اجرا می شود.
سلام دوستان عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه تعطیلات خوبی در کنار هر کسی که دوستش دارید داشته باشید.
خب بازم طول کشید ولی چه کنم که نمی توانم مثل دوستانه دیگرم به موقع آپ کنم .از اینکه اینقدر دیر به دیر آپ می کنم از شما دوست عزیز معذرت می خواهم و امید وارم بتونم به این روند خود یک سازماندهی بدم.حالا نمی دونم من اشتباه می کنم یا واقعاً این طور، یک مدت که مسائل روانشناسی کم رنگ تر شده و روز به روز روند علاقمندان مباحث موفقیت داره کم می شه و این مسائل دارن حاشیه محور های دیگه ای می چرخن، امیدوارم با کمک شما دوست عزیز این مسائل هر بیشتر جذاب تر بشن.
و من هم با کمک شما بتونم هر چه بیشتر این مباحث رو به دوستان جدید آشنا کنم.
من از شما دوست عزیز می خواهم که اگر در دوستان نزدیک خود ، همکلاسی ها و اقوام خود کسی را دارید که با این فرهنگ آشنا نیستند، آشنا کنید .
گزینه اول برای آشنایی افراد تازه مجله موفقیت خصوصا بین نوجوانان.
4 کلید طلایی برای بالا بردن روحیه
کلید اول: تغییر مرکز توجه
در هر شرایطی می توانید به چیزی توجه کنید که حالتان را بهتر کند و یا این که متوجه چیزی شوید که احساس بدی پیدا کنید .طبعاً هر چیزی بجویید همان را می یابید.
در نظر بگیرید که در یک مهمانی مشغول فیلم برداری هستید. در این مجلس عدهای به خنده و شادی مشغولند، عده ای سکوت کرده و نظاره گر دیگرانند و دو نفر نیز در گوشه ای دیگر در حال مشاجره هستند . حال این که شما از چه واقعه ای فیلم تهیه کنید به خودتان بستگی دارد و در نهایت حالت روحی شما نیز بر اساس چیزی که به آن توجه بیشتری کرده اید شکل می گیرد.
یک ورق کاغذ بردارید و حداقل 7 اتفاق جالب و خوشایند در زندگی تان را روی آن با خط خوانا بنویسید و آن را در جایی نصب کنید که کاملاً در دید باشد.زمانی که یک فکر ناراحت کننده در مغز شما در حال شکل گیری بود سریعاً یکی از آن اتفاقات جالب را خوانده و برای لحظاتی خود به طور کامل در آن زمان تجسم نموده و احساس شادی و لذت آن لحظه را به خاطر آورید و حس کنید.به این صورت شما مرکز توجه خود را از یک واقعه کسل کننده به یک رویداد زیبا و مثبت تغییر می دهید.
کلید دوم، تغییر حالت جسمانی
حرکت باعث تغییر عواطف است.انسان افسرده چگونه است؟ انسان شاد و بشاش چگونه است؟افرادی که اعتماد به نفس دارند چگونه اند؟ اگر قهرمان یک رشته ورزشی باشید و رد مسابقه مهمی پیروز شوید در این صورت چگونه راه می روید؟
اگر احساس ناراحت کننده در شما در حال ایجاد شدن بود، سریعاً حالت فیزیکی خود را تغییر دهید و از جا برخاسته ، حالت یک انسان شاد را در خود ایجاد کنید. به این صورت شما وضعیت جسمانی مرتبط با یک حالت ناراحت کننده و منفی را به حالت جسمانی مرتبط با یک حالت شاد و مثبت تغییر داده اید. حرکات خود را تغییر بده تا زندگیت تغییر کند.
کلید سوم: استفاده از قدرت سئوال
کیفیت زندگی شما را نوعی سئوالاتی که از خود می کنید، تعیین می کنید.
سوالات تضعیف کننده:
چرا این قدر بدشانسم؟
چرا این قدر بد بختم؟
اگر جواب رد بشنوم چه؟
سوالات روحیه بخش:
چگونه است که من این قدر خوش شانس هستم؟
در این مشکل، چه جنبه خوب و مثبتی می توان یافت؟
خدایا چگونه است که به من این همه لطف داری؟
پاسخ هایی که می گیریم، به سئوالاتی که می خواهیم بپرسیم بستگی دارد،نکته آن است که باید سئوال خاصی را پیدا کنید که روحیه شما را نیرومند سازد.
کلید چهارم : نقش کلمات در تغییر روحیه
به جای این که بگویید خشمگین و عصبانی هستم،بگویید کمی آزرده شدم.
به جای اینکه بگویید بد نیستم، بگویید از این بهتر نمی شود.
توجه کنید که کلام ما عصای معجزه گر ماست.
اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی را که در زندگی مان می افتد کنترل کنیم دست کم می توانیم بر واکنش های خود نسبت به آن وقایع و بر اعمالی که در مقابل آن ها انجام می دهیم ،مسلط باشیم.

سلام دوستان عزیز
من هم به نوبه خودم تولد بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س)و روز مادر را به همه دوستانی که به مادران خود عشق می ورزن تبریک عرض کنم و به تمامی مادران از جمله مادر خودم که او به اندازه خدا دوستش دارم این روز گرامی را تبریک عرض کنم.
عده ای معتقدند ؛ می توان از تعطیلات به عنوان زمانی برای شادی،و امید تفریح یاد کرد،اما بالعکس ،برخی از افراد در طی این دوره،دچار استرس و افسردگی می شوند که با شناخت عوامل آن و استفاده از شیوه های مناسب،می توان آن را درمان کرد.
((افسردگی))،در تعطیلات ناشی از عوامل متعددی است،از جمله:استرس و خستگی زیاد،توقعات غیر واقع بینانه،مشکلات مالی یا دوری از خانواده،همچنین خرید سوغاتی برای دوستان و بستگان.
راه کارهای سودمند برای دوری از افسردگی در تعطیلات :
v در تعطیلات توقعات خود را پایین بیاورید: برنامه ریزی صحیح داشته باشید و کارهای مهم خود را به ترتیب اولویت یاداشت کنید.در مورد آنچه که می توانید و یا قادر نیستید انجام دهید،واقع بین باشید.
v به یاد داشته باشید که تعطیلات به معنای نفی غم و غصه نیست:بلکه ممکن است ناراحتی،همواره پیش آید،پس انتظار آن را داشته باشید.
v گذشته را فراموش کنید و اگر تعطیلات شما مانند سال های پیش، مفصل برگزار نمی شود ناامید نشوید.زندگی، متغیر است.هر سال با سال دیگر متفاوت است و شیرینی های مخصوص به خود را دارد،بنابراین به تعطیلات خوش گذشته فکر نکنید،بلکه به آینده نگاه کنید.
v بنابر توصیه ای قدیمی اما مهم، در انجام کارها به دیگران کمک کنید و داوطلبانه زمانی را برای کمک به دیگران اختصاص دهید.
v کار هایی انجام دهید که هزینه ای ندارد ،ولی در عین حال لذت بخش است. به عنوان مثال :به ویترین مغازه ها سر بزنید ،بدون اینکه خرید کنید،زیرا این امر ،سبب تغییر روحیهء شما می شود.
v از نو آوری نترسید.امسال به گونه ای از تعطیلات استقبال کنید،که گویی تا به حال به این صورت از آن استقبال نکرده اید.
v با افرادی همنشینی کنید که به شما اهمیت می دهند و حامی شما هستند.اگر تنها هستید،در پی یافتن یک دوست خوب باشید و با فردی که سال ها از او بی خبر بوده اید،تماس بگیرید و با او ارتباط بر قرار کنید.
v زمانی را هم به خودتان اختصاص دهید و همواره نگران کارهای خانواده خود نباشید.
تعطیلات خوبی داشته باشید.
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را
لذت امروز بی اندیشه فردا خوش است.
(صائب تبریزی)
درمان افسردگی:
افراد افسرده می توانند درمان شوند در واقع تشخیص زود هنگام و معالجه می توانند در طول دوره و شدت افسردگی بسیار موثر باشد.معمول ترین راه های درمان افسردگی، دارو های افسردگی، روان درمانی و یا تلفیقی از هر دو است.ثابت شده که دارو های ضد افسردگی در درمان افسردگی بسیار موثرند .
مرحله اول برای درمان افسردگی داروها هستش که بین 6 الی 12 ماه طول می کشه این مسئله رو آنهایی که مسئله حادی دارند باید با پزشک یا روانشناس خود در میان بگذارند.
اما مرحله دوم کمک دوستان و افراد خانواده است. مهم ترین کاری که خانواده یا دوستان می توانند برای یک فرد افسرده انجام دهند این است که به آنها برای تشخیص صحیح و درمان مناسب کمک کنند.می توانند فرد را از نظر احساسی به شیوه های زیر حمایت کنند:
v تأیید کنید که فرد از این اوضاع رنج می برد.
v به اظهار محبت و علاقه کنید،از جملات عاطفی استفاده کنید و از او تعریف نمایید.
v به او نشان دهید که برای شما ارزشمند و قابل احترام است.
v به او کمک کنید که فعال و مشغول باشد. انتظار نداشته باشید که فرد افسرده یک دفعه بهبود پیدا کند.
v از او انتقاد نکنید و مزاحمش نشوید و او را به خاطر رفتاش مقصر ندانید.
v چیزی نگویید و یا کاری نکنید که باعث شود از خودش تصور بدی پیدا کند.
v هیچ صحبتی رو در مورد خود کشی نادیده نگیرید یکی از اعضا خانواده و یا یک پزشک فرد افسرده را بدون وقفه در جریان بگذارید.
v ممکن است فکر کنید مقابله با افسردگی یکی از مشکل ترین موقعیت هایی است که تا به حال با آن روبرو شده اید. اما کسانی که با موفقیت دوره های درمان را گذرانده اند عنوان کرده اند که توانایی مقابله با افسردگی باعث شده که متوجه شوند چقدر قوی هستند و وقتی به درونشان بازگشته اند،زندگی راحتی خیلی بیشتر ستوده اند.
افسردگی به تعبیری فقدان انگیزه محسوب می شود.افراد افسرده گرفتار یاس،بدبینی و خود محوری هستند،آنان آینده را بد پیش بینی می کنند و تصویر شان از خود،دیگران و دنیای اطراف تصویری منفی و ندرست است.با گرفتاری رد دام خود محوری، کمتر به طبیعت و دیگرا و پدیده های مثبت می اندیشندو چون تصویر مثبتی ندارند به عبارتی افراد افسرده در زندگی از هیچ پدیده و اتفاق و فعالیتی لذت نمی برند.
این ها رو گفتم تا به راه های پیشنهادی برای راهی واقعی افسردگی که بنده آن را تست کردم می کویم:
- با یک موسیقی تند از نوع پاپ و حتماٌ بدون کلام خود را شرطی کنیدروزی پنج دقیقه با این موسیقی به نرمش بپردازید و این نرمش رو روزانه افزایش دهید به طوری که به 20 دقیقه برسدو بعد با آب تقریبا سرد دوش بگیرید.
- فهرستی از کار های مورد علاقهء خود را تنظیم کنید.دقت کنید که فعالیت های مزبور برای شما حاوی لذتی هر چند ناچیز باشد.
- در مراجعه به فهرست فعالیت ها به همان کاری که لحظه اشتیاق انجام دادن آن را دارید بپردازید و در حین انجام آن فعالیت به محض آنکه انگیزه و اشتیاق خود را از دست دادید متوقف شده و خود را مجبور به ادامه آن نکنید. دوباره به فهرست فعالیت ها مراجعه کرده و کاری را که لحظه دوست دارید،انجام دهید.
- در پایان کار هر کار و قبل از انجام فعالیت دیگر ،گزارش کوتاهی در یک خط از کارانجام شده بنویسید.
- در پایان گزارش احساس خود را انجام آن فعالیت در یک یا دو کلمه بنویسید.
- در انتهای گزارش حتما مدت زمانی را که به انجام آن فعالیت مشغول بوده اید یاداشت کنید.
- هر شب قبل از خواب و هر روز صبح قبل از انجام هر کاری گزارش روز گذشته را مرور کنید.
- هر هفته یک فعالیت جدید به لیست فعالیت های خود اضافه کنید.
- در میان روز هر زمان که احساس کردید انگیزه و اشتیاق هیچ کاری را ندارید و خستگی کاذب باز هم به سراغ شما آمده است،ضبط صوت رو روشن کرده و همراه با موسیقی از حرکات نرمشی یا موزون استفاده کنید.بعد از آن حتما دوش آب سرد بگیرید.
- هر هفته از یک موسیقی جدید برای شرطی کردن خود استفاده کنید و هنگامی که میزان فعالیت خود افزایش یافته و تقریبا مطلوب می بینید، دیگر موسیقی را تغییر ندهید.
- محیط خود را تغییر دهید و برای رهایی از پناه بردن به رختخواب،تختخواب خود را از اتاق خواب حذف کرده و هرگونه بالش یا پتویی را که پناه بردن به آن به شما آرامش کاذب می دهد،از اتاق خارج کنید و از خانواده بخواهید اگر شما را در حال دراز کشیدن روی زمین دیدند ازآوردن بالش یا پتوی برای شما خودداری کنند،بلافاصله ساعت رو کوک کرده یا ضبط صوت را روشن کنند تا موسیقی مورد نظر به گوش شما برسد.
- هنگام بیداری نیز در طول روز مرتب ساعت را برای روز اول؛ هر 15 دقیقه و روزهای بعد هر 30 دقیقه یا یک ساعت به یک ساعت،کوک کنید و پس از شنیدن زنگ ساعت هر چه را در دقایق گذشته به آن می اندیشیده اید یادداشت کنید و سپس به آینده فکر کنید.برای فکر کردن به آینده از تکنیک تصویر سازی استفاده کنید یعنی تصویر اتفاقات مثبت یا موفقیت هایی را که به نیاز دارید یا جزء آرزوهای شما هستند در ذهن مرور منید اما برای این دقایق هم حتما ساعت را کوک کنید تا گرفتار عادت به رویای روز نشوید،پس از هر بار شنیدن زنگ ساعت به فهرست فعالیت ها مراجعه کرده و سپس به روش بند 3 عمل کنید.
- تابلوی اعلاناتی روی دیوار اتاق خود نصب کرده و هر هفته تصاویر زیبایی از طبیعت و گل ها و مخصوصا چهرهء خندان بچه ها به آن نصب کنید با تغییر دادن جای آنها روی تابلو به تنوع محیط و جلب توجه نسبت به تصاویر زیبا بیفزایید.
- در کنار هر یک تصاویر زیبا از نوشته هایی حاوی آرزوهایی که می خواهید به آنها دست پیدا کنید یا جملات تاکیدی مثبت استفاده کنید،مثلاٌ در کنار یک تصویر زیبای طبیعت ، جملهء((من سرشار از انرژی هستم را))نصب کنید.
- عکس هایی از خود با لباس های رنگ روشن ودر حالت های مختلف با رو حیه شاد و لبخند تهیه کرده و روی تابلو نصب کنید تا تصویری که از خودتان دارید اصلاح کنید
خُب دوستان عزیز این هم درمان و روشهای درمان افسردگی حالا نوبت شماست تا با یک ایمان قوی و به کار بستن این موارد بتوانید به یک اعتماد به نفس استثنایی برسید.
دوستان مطالبی که در وبلاگ درج می کنم از مطالعه کتابها بدست می آورم و خودم آنها رو تایپ می کنم و این یاداشت برداری ها از وبلاگ دیگری کپی برداری نمی شوند.
از شما دوست عزیز درخواست می کنم د ر نظر سنجی شرکت نمایید.
نظر خودتان رو هر چند انتقاد باشد بنویسید.
مرجع:کیلیان باتر و تونی هوب
نظرت یادت نره
هر فرد ممکن است گاهی احساس دلتنگی کند . ولی پشت سر نهادن چند هفته اندوه بار یا گذشتن مداوم از چرخه های غمگین، مفهوم بزرگ تر از یک مورد دلتنگی دارد و ممکن است افسردگی بالینی باشد.
افسردگی،بیماری شدیدی است که به سلامت جسمی،خلق و خو، اندیشه ها و کردار آدمی اثر می گذارد.
این بیماری هر ساله میلیون ها تن از جمله نوجوان را مبتلا می سازد.بیش از 19 میلیون آمریکایی(12 میلیون زن) افسرده هستند.متاسفانه بسیاری از افراد افسرده درمان نمی شوند، در نتیجه حالشان وخیم تر می گردد، و حتی عده ای را به خود کشی وادار می سازد. به تدریج که انسان با دگرگونی های زندگی روبرو می شود، افسردگی اش نمایان می گردد. مثلاً زمانی که تحصیلات دانشگاهی آغاز می شود،دلخراشی اندوهگین است،فشار روانی زیادی بر او تحمیل می شود و یا بدون علت معلوم و مشخص تنش دارد اما به نوبه من نه برای هر فرد چون بعضی از افراد هستند که چنین حال رو ندارند و شروع شدن دانشگاه خوشحال می شوند.
این بیاری در زنان نسبت به مردان دو برابر است اما باید بدانیم که افسردگی جزو عادت روزمره زنان نیست. امکان دارد افسردگی به سراغ هر فردی بیاید.
علایم افسردگی را بشناسید
درباره علامت های افسردگی زیر بیندیشید. اگر شما با یکی از دوستان تان بیش از دو هفته با این علایم روبرو شده اید ،وقت آن است که کمک بخواهید:
- پیوسته اندوهگین هستید.
- کاهش انرژی و احساس خستگی دائم.
- احساس گناه بی مورد.
- دشواری در تمرکز و یا تصمیم گیری.
- بی قراری و یا کاهش فعالیت به طوری که برای دیگران قابل توجه باشد.
- حس می کنید که زندگی بیهوده است و امیدی به آینده ندارید.
- از چیزهایی که زمانی لذت می برید دیگر خوشتان نمی آید.
- بیش از حد معمول می خوابید،اغلب یا به زحمت خواب تان می برد.
- بی اشتها شده اید.
- تمرکز حواس چندانی ندارید.
- همواره خسته اید.
- از اعتماد به نفس تان کاسته شده است.
- در اندیشه مرگ و یا خودکشی هستید.
اگر یکی از این موارد رو دارید همین امروز اقدام کنید و به این امید نباشید که فردا حالمان بهتر می شود. اگر دستتان می شکست،آیا صبر می کردید که خود به خود بهتر شود؟مراقبت از بهداشت روانی همان قدر مهم است که مواظب از بهداشت جسمی اهمیت دارد .
روان درمانی و انواع دارو ها یا آمیزه ای از هر دو، افسردگی را مداوا می کند. اما من با دارو موافق نیستم اگر شرایط زیاد حاد نیست می شه با روانکاوی و مشاوره با روانشناس درمان شود. از درمان نهایت استفاده را ببرید ،با پزشک یا درمانگران با صراحت صحبت کنید، پرسش کنید و پاسخ های مورد نظر تان را بگیرید.
چند افسردگی در دانشجویان:
هفته طاقت فرسایی است. از درس و مشق بازمانده اید.هم کلاسی های تان اعصاب تان را خرد می کنند و از بی خوابی، سر درد گرفته اید. وقتی خوب فکر می کنید، در می یابید که چند هفته تقریباً درمانده بوده اید. با کوچکترین چیزی گریه می کنید،از خواب بیدار می شوید در حالی که همچنان خسته اید، برای هیچ کاری شوق ندارید و غذایتان کم شده است.
در روز های آینده راه درمان آن را هم می گم دنبال کنید.
نظرتان یادتون نره
سلام عرض می کنم
خوب در این چند مدت خبری از من نبود اون بخاطر مشغولی و گرفتار کاری بوده.![]()
قبل از هر چیز تولد یک سالگی وبلاگم رو تبریک عرض می کنم.
هر چند پدر خوبی براش نبودم.اما در امسال سعی می کنم زود به زود اون رو آپ کنم و بیشتر بهش برسم. خوب هر چند که دوستان کم لطفی زیادی به بنده داشتند، به جز بعضی از دوستانی که در همیشه موقعه ها من رو شرمنده نظرات خودشون می کردنند.خوب فکر کنم دلیل این اول به خودم مربوط باشه که چون من دیر به دیر آپ می کردم دوستان نیز دیر به دیر از من سراغی می گرفتند.خوب به هرحال در امسال طرح نو دارم.می خوام از این به بعد آدم های موفق جهان رو خدمت شما معرفی کنم و با همدیگه ببیینیم که رمز موفقیت این آدم ها در چی بوده.
امروز می خوام در مورد Mark Cuban صحبت کنم:
از فروش کیسه های زباله تا قرار گرفتن در لیست میلیادرها
« Mark Cuban» در یک خانواده متوسط در «Pitts burgh» ایالات متحده متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و همچینین به سبب علاقه فراوان خودش به تجارت به این عرصه قدم گذاشت. در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی با یک عینک ته استکانی در محله های اطراف کیسه زباله می فروخت. و اندک درآمد خود را صرف هزینه های ضروری کودکانه اش می کرد.

در همان روزها بود که اصول اولیه تجارت را به خوبی آموخت؛ او دریافت که هیچ شغلی سبب کاهش اعتبار اجتماعی نمی شود و از سویی دیگر آموخت که برای کسب درآمد حتما نیازی نیست که انسان سرمایه کلان اولیه داشته باشد.
او که در مدرسه علیرغم مشکل بینایی و همچنین فرصت اندک برای درس خواندن به سبب کار روزانه اش توانسته بود. همواره بهترین نمرات را به دست آورد، به عنوان یکی از بهترین شاگردان مدرسه دوران تحصیلی را به اتمام رسانده و تصمیم به ورود به دانشگاه گرفت. رشته مورد علاقه او با بازرگانی بود و در سراسر ایالات متحده تنها ده دانشگاه تدریس این رشته را در اختیار داشتند. از میان این ده دانشگاه، کم هزینه ترین یعنی دانشگاه «Indiana» را برگزید وبرای ادامه تحصیل وارد آنجا شد. اگر چه«Indiana» در مقایسه با دیگران کم هزینه تر بود اما به هر حال دوران دانشجویی نیز خرج و مخارج خاص خود را داشت. و «Mark» برای تامین هزینه هایش به مشاغل گوناگونی روی آورد تا بتواند حداقل علاوه بر هزینه تحصیل، خود را از گرسنگی برهاند.
از همان سال اول با مشکلات فراوانی روبه رو شد: سنگینی هزینه ها و اجبار او برای روی آوردن به حرفه های مختلف از یکسو و رفتار خشن و ناملایم ناظم دانشکده از سویی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی سازدولی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی می سازد ولی دیگر تاب ادامه تحصیل برای MBA را نداشت. از همین رو به کارشناسی اکتفا کرد و از دانشگاه بیرون آمد.
با بیرون آمدن از دانشگاه «Cuban» تصمیم گرفت تا تمامی آموخته ها و تجربیات این سالهای سخت را به کار بندد. و تلاش خود را برای آینده ای روشن آغاز نماید. او که با نیاز بازار وقت جامعه به خوبی آَشنایی داشت تصمیم گرفت تا وارد وضعیت کامپیوتر شود، صنعتی که حتی کوچکترین اطلاعاتی در مورد آن نداشت! با بکار گیری تمامی زوایای اقتصادی و همچنین مطالعه بسیار در مورد مسائل ابتدایی این عرصه، «Cuban» در سال 1983 یک شرکت کامپیوتری با نام «MICroSolutinos» و با کاربری مشاوره کامپیوتری بنا کرد که در عرض چند سال به سرعت به اولین شرکت مشاوره و ادغام سیستم ها تبدیل شدو واز سالی 1990 این شرکت سالانه درآمدی معادل 30 میلیون دلار به دست آورد. اما در آمد واقعی زمانی عاید«Cuban» شد که کمپانی بزرگ «COMPU Sever» اقدام به خرید شرکت«cuban » نمود ودر جریان این معامله سرمایه بسیار خوبی از آن او کرد.

با بدست آوردن این گنج باور نکردنی«Cuban» دیگر تمامی روزهای سخت گذشته را پشت سر گذاشته بود وحال تمامی رویاهایش را در عالم واقعیت می دید. او که در دوران کودکی همیشه آرزو داشت همانند اشراف زاده ها در گوشه ای بنشیند و از گذر زندگی لذت ببرد، تصمیمم گرفت تا کسب و کار را رها کرده و روزهای خوش زندگی را آغاز نماید.
از این رو به همراه یکی از هم کلاسی های قدیمی اش در «Indiana» خانه ای در «Dalls» خرید و هر دو به اتفاق هم به یاد آوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه «Cuban» خرید و هر دو به اتفاق هم به یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه«Cuban» به طور فیزیکی به کار اشتغال نداشت اما ذهن او همواره درگیر مسائل متعدد بود. او که علاقه شدیدی به ورزش بسکتبال داشت، به خود می اندیشید که چرا نمی تواند بازی تیم های مورد علاقه اش را از رادیو دنبال نماید، همین فکر جرقه ای بود برای یک پدیده نوین! "چرا نمی شود شبکه های رادیویی و تلویزیونی را مستیما از طریق اینترنت دریافت کرد؟ "
این سوال به تولد «Broadcast.com» در سال 1995 انجامید و در نتیجه آن«Cuban» به شهرت بسیار بالایی دریافت.
با روی کار آمدن«Broadcast.com» دیگر تمامی کاربران اینترنتی قادر بودند تمامی برنامه های داخواهشان را به طور مستقیم از طریق اینترنت دریافت کنند و این مساله شور و هیجان خاصی در میان مردم پدید آورد. چندی بعد در سال 1999 کمپانی «yahoo» این سایت را به مبلغ 2 میلیارد دلار «Cuban» خرید و با این اقدام او را روانه لیست میلیارددرهای دنیا نمود.
حال او حتی از رویاهای کودکانه اش نیز فراتر رفته بود و دیگر نمی توانست با این سرمایه چه کند؟! ابتدا خانه ای به مساحت 6000 مترمربع در «Dallas» خریداری کرد وبعد یک هواپیمای شخص به قمیت 41 میلیون دلار برای خرید و سرانجام بهترین هدیه زندگی اش را به خودش داد: خرید ساهم یکی از تیم های بسکتبال حاضر درNBA با نام «dallas Mavericks» به مبلغ 280 دلار!
در 14 فوریه سال 2000 با در اختیار گرفتن این تیم، می نماید.
عشق و علاقه فراوان او به این رشته ورزشی سبب شد تا او یک شبکه ورزشی تلویزیون را مختص به این تیم نمایدو همچنین در خطوط هوایی.America Airlines اقدام به بخش مسابقات این تیم می نماید. نکته قابل توجه در مورد تعصب بیش از حد به این رشته و این تیم آن است که او تا به این سن ازداوج نکرده و حتی قصد ازدواج نیز ندارد و چرا که او خود را در عقد تیم بستکبالش می داند وزندگی مشترکین با این تیم را به زندگی های رایج فعلی ترجیح می دهد!!
باسلام
سال نو رو به تمامی دوستان تبریک عرض می کنم و امیدوارم سال گذشته سال خوبی برای شما بوده یا اگر این طور نبوده ،درسال جدید بتوانید از تجربیات سال گذشته برای سال جدیدی که در پیش دارید استفاده کنید و آرزومندم روزها خوش و خوبی رو در کنار خانواده و دوستان داشته باشید.
خیلی وقت خبری از ما نبود اول در مورد این مطلب صحبت کنم که:
من در وبلاگ یک کد جاوا قرار دادم که وقتی شما وارد می شوید این کادر ظاهر می شود که فقط یک مطلبی در مورد وبلاگ و خوشامد گویی به شماست .متأسفانه برای بعضی از دوستان سوء تفاهم شده بود که نکن کد دسترسی به اینترنت شما رو به من ایجاد می کنه که واقعاً همهچیز وجود نداره.
درخواستی که از شما دوستان عزیز دارم اگر از وبلاگ بازدید می کنید می خواهم که ایمیل کاری خود رو در خبر نامه وارد کنید که من هنگامی که می خواهم آپ کنم از شما مطلع شوید.
اما موضوع مطلب قبلی:
اضطراب
اما ریشه های اضطراب: گرچه در موادی اضطراب،عامل شناخته ندارد؛یا عامل آن موضوع مبهم،نامشخص و بی اهمیت است،اما در پاره ای موارد می توان با بررسی گذشته و حال افراد،به اموری پی برد.
مهمترین آنه این موارد هستند:
1-نزاع اختلاف خانوادگی 2- تربیت نادرست خانواده
3-محیط ناسالم و پردغه غه 4- نقص عضو
5-خاطرات تلخ گذشته 6- ترس از آینده
7-عدم تعادل ترشحات غدد 8- حسادت
9-بلند پروازی 10- خیال بافی
11-بلوغ 12- منفی باف
13- شکست در زندگی 14- احساس گناه
15-بیکاری 16- فزون طلبی
17- بدبینی 18- ناسپاس دیگران
19- امتحان و ارزش یابی تحصیلی 20-رقابت ناسالم
21- بی نظمی در دخل و خرج
مهار اضطراب:
اگر یاد بگیرید که تنش خود را به کار بگیرید. می توانید از آن به عنوان سوختی برای بیان پرشور و پر تکاپوی مطالب استفاده کنید. نکاتی برای کاهش اضطراب :
سازماندهی: فقدان سازماندهی،یکی از علل اصلی اضطراب است.
تجسم:تمامی کاری که تا دقایق بعد یا ساعت بعد و یا روزهای بعد می خواهید انجام بدهید نحوه درست آن که منجر به موفقیت صحبت شما می شود در ذهن خود تجسم کنید.
تمرین : بسیاری از سخنران،بیان مطلب را به طور ذهنی یا فقط با لب های خود تمرین می کنند.
تنفس عمیق : هنگامی که عضلات شما سفت می گردد و احساس اضطراب می کنید،ممکن است به اندازه کافی تنفس عمیق نکنید.
آرامش: به جای فکر کردن در مورد فشار عصبی، آرامش یابید.همتن طور که نفس خود را فرو می برید، به خود بگویید: ((من)) و با بیرون دادن نفس بگویید: ((آرام هستم)).
آزاد کردن فشار های عصبی: با افزایش فشار های عصبی و سفت شدن عضلات،انرژی عصبی ممکن است در دستها و پاها تجمع یابد.این انرژی حبس شده ممکن است باعث لرزش دست ها و پاها شود.
حرکت کنید: سخنرانی که در یک نقطه می ایستند و هیچ حرکتی نمی کنند،دچار فشار عصبی می شوند.
نگاه کردن به حاضرین:سعی کنید برنامه بیان مطالب خود را در جمع به صورت یک گفتگوی عادی دو نفر در آورید.
در روز های بعد پیگیر مطالب بعدی در این زمینه باشید.
اما مطلبی که می خواهم خدمت دوستان وبلاگ نویسان موفقیت عرض کنم اینه که ما باید یک فرهنگ رو ترویج دهیم اون اینجوری که آنهایی که با این مطالب آشنایی ندارن آدرس وبلاگ رو به اون ها بدیم که با این مطالبی که در وبلاگ های ما است اشنا بشن تا بتوانند برای بهتر زندگی کردن از این مطالب استفاده کنند.
شاد و موفق باشید در پناه خدا
با سلام
امیدوارم حال همه شما دوستان عزیز کسب موفقیت خوب باشه و زندگی بی دق دقه ایی رو داشته باشید.
امروز می خواهم در مورد بزرگترین بیماری قرن صحبت کنم.که اگر دروغ نباشه در هر 10 نفر 9 نفر دچار این بیماری می شوند. این بیماری اضطراب نام داره:
اضطراب:وضعیت تشدید شده تحریک هیجانی است که احساس نگرانی یا ترس را نیز در بر دارد؛مثل ترس،فرد احساس می کند که تهدید می شود،ولی بر خلاف ترس ،فرد اغلب منبع تهدید را به شکلی مبهم یا نه چندان دقیق ادراک می کند.
نشانه های اضطراب:نارسایی هایی مانند:لکنت زبان،ادرار غیر ادرای،خواب پریشان،حرکات عصبی،بی قراری،رنگ پریدگی ؛خستگی مفرط،شدید شدن ضربان قلب ،بی خوابی،پریدن از خواب،ناخن جویدن،سردرد،ناتوانی جنسی،سوء هاضمه،بی اشتهایی،فشار خون بالا،احساس گناه،احساس زشتی،احساس فراموشی،بی علاقگی به زندگی و هراس از آینده ناشی از اضطراب و نگرانی است.
آثار اضطراب:من مهمترین آنها رو می گم:
1. عدم اعتماد به نفس
2. انزوا و گوشه گیری
3. محرومیت از زندگی آرام:امام علی(ع) می فرماید:انسان ترسو از زندگی آرام محروم است.
4. فرسودگی بدن:هفتاد درصد از بیمارانی که به پزشکان مراجعه میکنند،در صورتیکه خویش را از قید ترس و نگرانی آزاد سازد،می توانند شخصاً خود را معالجه کنند
5. محرومیت از رشد تکامل:امام علی (ع) می فرماید:کسی که می ترسد ،به مقصد نمی رسد.
6. وسواس: شخصی که به عمل خود اعتماد ندارد و می ترسد کارش را درست انجام نداده باشد،عمل خود را تکرار می کند و همین امر او را به بیماری وسواس می کشاند.
این مطلب گوشه ای از کلمه اضطراب بود.یا تا به حال فکر کردید چقدر این کلمه در شما تأثیر دارد مطمئنا در طول روز با این بیماری مواجه می شوید. در روز های بعد حتماً درمورد این بیماری و تکنیک های مقابله با آن بیشتر صحبت می کنیم.
نظرت ون یادتون نره

ایام محرم را به همه شما شیفتگان حسینی و خاندانش؛ تسلیت عرض می کنم.
سلام
امیدوارم که حال شما بازدید کننده ودوست عزیز خوب باشه و زندگی بر وفق مرادتان باشه.
خیلی وقت بود که نتوانسته بودم آپ کنم، آن هم به خاطر یکسری مسئله های دانشگاه و کارم چونکه واقعاُ این مسائل من را سر در گم کرده بود.من در این جا کلمه ای از مشکل نگفتم چون به کلمه مشکل اعتقاد ندارم زیرا تمامی زندگی ما از مسائلی ساخته شده است که می توان با کمی تدبیر،همت و توکل به خدا این مسائل رو حل کرد که تجربه خودم را برایتان می گویم.
جادار در اینجا از تمامی دوستان عزیز بابت نظرهای شیرین آنها کمال تشکررو کنم که این همه به من لطف داشتند.
این مطالبی که برای شما نوشته ام من را واقعا کمک کرد. این مطالب را ریشه ای بخوانید:
ناكامي انسانها، ريشه در باورهاي آنها دارد، كسي كه باور دارد نميتواند، شانس ندارد، امكانات ندارد، سلامتي ندارد و... اين باورهاي منفي در زندگي او محقق و مجسم ميشوند، زندگي تجسم افكار و نميتواند، شانس ندارد، امكانات ندارد، تحمل ندارد، سلامتي ندارد و... اين باورهاي منفي در زندگي ا و محقق و مجسم ميشوند، زندگي تجسم افكار و باورهاي انسان است. باورهاي ذهني ما، مغز را برنامهريزي ميكنند و مغز بر اساس برنامهريزي ذهني كه سرچشمه آن باورها ميباشند به اعصاب و عضلات فرمان ميدهد.
اگر كسي باور داشته باشد نميتواند از قله صعود كند، مغز همين پيام را دريافت كرده و ساز و كار بدن را ناتوان خواهد كرد. اما اگر باور داشته باشيد كه ميتوانيد از دماوند صعود كنيد، مغز شما اين پيام را دريافت كرده و سپس عضلات شما را براي صعود دماوند آماده ميكند.
در هر آن كاري كه ميلتست قدرت خود را همي بيني عيان
فرمانده بدن ما، مغز است. اما مغز در اختيار باورهاي ذهني ما است. هر فرماني را كه باورهاي ذهني صادر كند، مغز نيز همان فرمان را به وسيله اعصاب تحريكي به اندامها و عضلات خواهد فرستاد. باورهاي منفي چون غدهاي خطرناك باعث شكست و نابودي انسان ميشوند. در مجموع از آموزههاي ديني چنين نتيجه ميگيريم كه:
باور منفي، وسوسهاي از وسوسههاي شيطان است در حالي كه باور مثبت، مژدهاي از بشارتهاي الهي ميباشد.
اي عزيز موفقيت جو، اين آيين نامهاي را كه اسلام براي ذهن تو صادر كرده است، به دقت رعايت كن تا انشاء الله موفق و كامياب باشي.
اپيكتيوس ـ فيلسوف بزرگ رواقي ـ ميگويد:
ما بايد بيشتر از آن چه كه مراقب بيرون كشيدن «تومور و آبسه از بدن» هستيم، مراقب «بيرون كشيدن افكار نادرست از ذهن» باشيم.
آنچه انسان را محدود و ناكام ميكند، باورهاي محدود اوست، نه عوامل بيروني، محدوديت انسان در زندگي، چارچوب ذهني است كه خود براي خويش ساخته است.
شما كه در جستو جوي رشد و كمال هستي، بايد باورهاي محدود كننده را نابود كني، و باور كنيد كه ميتوانيد با حمايت خالق كائنات هر قلهاي را فتح كني؛ فتحي آسان و پيروزمندانه.
تكنيكهاي مقابله با افكار منفي
1ـ امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايد:
تأثير پيشبيني و باور منفي، به تو وابسته است اگر آن را آسانگيري آسان ميشود و اگر سختگيري، مشكل ميشود و اگر آن را به هيچ نگيري، هيچ و بياثر ميشود.
2ـ حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) فرمودند:
توكل بر خداوند پيشبيني منفي (باور منفي) را پوشانده و از بين ميبرد.
هنگامي كه افكار منفي در انسان ايجاد ميشود، بايد بگوييد: پروردگارا از اين افكار منفي به تو پناه ميبرم، از شر اين افكار مرا حفظ كن.
نقل شده است كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) همواره پيشبيني مثبت و زيبايي از رويدادها داشتند و به ديگران توصيه ميكردند كه شما نيز پيشبيني مثبت و پسنديده داشته باشيد، زيرا باورهاي مثبت و زيباي شما در زندگي تجسم پيدا خواهد كرد.
3ـ افكار مثبت را بيشتر كرده تا جايي كه ذهن ما به مثبت انديشي عادت كند و مكانيزم منفي بافي آن مختل شود.
4ـ از بيكاري پرهيز كرده و همواره مشغول انجام كارهاي مفيد باشيم تا ديگر ذهن فرصت منفي بافي را پيدا نكند.
5ـ در قدرت خالق آفرينش انديشه نماييم، زيرا افكار مثبت و منفي ما تحت تسلط او ميباشد، علاوه بر اين هر رويدادي در عالم با اجازه خداوند است، بنابراين كسي كه با او دوست بوده و از او كمك بخواهد، به طور يقين خداوند او را ياري كرده و از شر رويدادهاي ناگوار نجات خواهد داد.
دوستان عزیز برای بهتر دیده شدن فونتها کافییست فونت های فارسی را در که پیوند ها روزانه است دانلود کنید .
که زمین به لرزه در آید.
که بسیارروز بزرگی است.
که درهای آسمان گشوده شود.
که کوه ها به مانند سراب گردد.
روزی که آدمی هر چه کرده به یاد آرد.
روزی که جهان بلرزد.
روزی که دل ها مضطرب و هراسان و چشم ها به زیر افکنده خواهد گشت.
وگروهی رخساری گردآلود و به رویشان خاک(ذلت)نشسته.
وهرکس هر آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند.
به یاد روزی باش که هیچکس برای کسی قادر بر هیچ کار نیست و تنها حکم و فرمان؛ در آن روز با خدای یکتاست.
ای انسان(غافل مباش از آن روز)البته با هر رنج و مشقت در راه طاعت حق بکوش.
وقت بخیر
امیدوارم که حال همگی خوب باشه.خیلی وقته بدلیل یکسری مسئله های شغلی نمتونستم به موقع آپ کنم.از شما دوستان عزیز به خاطر نظرهای زیباتون تشکر می کنم.
امروز می خوام در مورد شانس صحبت کنم:
شانس عبارت است از فرصت و آماده شدن.به دست آوردن خوش شانسی مستلزم فراهم آوردن شرایط جدید است,بنابراین خوش شانسی تنها به خود تو بستگی دارد.
به وجود آوردن خوش شانسی به فراهم کردن شرایط برای فرصت بستگی دارد.اما فرصت ارتباطی به شانس یا بخت و اقبال ندارد:فرصت همیشه هست.برای به وجود آوردن شانس این ده قانون زیر خیلی مهم :
اولین قانون خوش شانسی
شانس زمان طولانی دوام نمی آورد:زیرا به تو اتکا ندارد.خوش شانسی برای همیشه پایدار می ماند:زیرا خود ما آن را به وجود می آوریم.
دومین قانون خوش شانسی
بسیاری خواهان خوش شانسی هستند:ولی شمار اندکی در صدد یافتن آن بر می آیند.
سومین قانون خوش شانسی
اگر هم اکنون هیچ شانسی به تو رو نمی کند,شاید به این دلیل باشدکه در شرایط همیشگی قرار داری . برای اینکه شانس به سراغت بیاید ,باید شرایط جدید فراهم سازی.
چهارمین قانون خوش شانسی
فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها به معنای جست و جوی منافع خودمان نیست.آماده ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال رو کردن شانس می افزاید
پنجمین قانون خوش شانسی
اگر ایجاد شرایط جدید را به تاخیر بیندازی خوش شانسی هرگز به سراغت نخواهد آمد.فراهم ساختن شرایط تازه گاهی اوقات بسیار سخت است:اما....همین امروز دست به کار شو.
ششمین قانون خوش شانسی
گاهی اوقات,حتی در شرایط به ظاهر مناسب,شانس رو نمی کند.آن زمان,در جزییات کم اهمیت,شرایط به ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند,جست و جو کن.
هفتمین قانون خوش شانسی
برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند,فراهم ساختن شرایط بی معنی می نماید.آنانی که شرایط را فراهم می سازند, درباره رسیدن شانس نگرانی ندارند.
هشتمین قانون خوش شانسی
خوش شانسی فروشی نیست,به آنانی که شانس می فروشند,اعتماد نکن.
نهمین قانون خوش شانسی
پس از آنکه شرایط را فراهم کردی ,صبور باش,رهانکن,به رسیدن شانس ایمان داشته باش.
دهمین قانون خوش شانسی
فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای فرصت بستگی دارد.اما فرصت,به شانس و تصادف ربطی ندارد:فرصت هیشه در کنار توست
با مطالبی که براتون گفتم دوست داشتم عقیده شما را در مورد شانس تغییر بدم چونکه همه ما شانس رو ایی طوری درک کردیم :
که اگر من فقیرم ,پول ندارم,خانواده خوبی ندارم,شغل خوبی ندارم پس بد شانسم این فکر غلطی هستش که همه ما داریم
ماهمیشه باید شجاع , جسور ,صبور باشیم وتلاش, جستجو کنیم تا تغیرات به وجود بیاین وشانس به مارو کنه.
خوب هرکس مشتاق که در مورد این مطلب بیشتر صحبت کنیم برام لینک بذار تا بیشتر باهم صحبت کنیم.
منبع:الکس رویرا/فرناندوتریاس دو به
سلام
امید وارم که حاله همگی شما که از این وبلاگ دیدن می کنید خوب باشه.
می خوام در مورداولین ایستگاه موفقیت صحبت کنم یعنی :
ایستگاه ایمان
همیشه به موفقیت خود ایمان داشته باشید.
حالا سه روش برای تقویت نیروی ایمان برای شما می گم:
الف.به پیروزی بیندیشید و هرگز به شکست فکر نکنید.در همه جا ،سرکار و حتی منزل،افکار نوید بخش را جایگزین افکار یأس آور کنید.وقتیبا وضعیت دشوار روبرو می شوید،به خود بگویید((موفق خواهم شد)) و نه ((احتمالا شکست می خورم)).
ب.دائماً به خود گوشزد کنید که از آنچه تصور می کنید بهتر هستید.افرادموفق، آدمهایی معمولی هستند که از اعتماد به نفس و ایمان بیشتری برخوردارند.هرگز خود را دست کم نگیرید.
پ.بزرگ اندیش باشید.میزان موفقیت شما را میزان بینش شما تعیین می کند.اگر اهداف کوچک را مد نظر قرار دهید،باید در انتظار نتایج کوچک هم باشید.
اگر مي خواهيد فرد موفقي باشيد ، بايد داراي خصوصيات زير باشيد.
1- محكم و مصمم باشيد نه بي نزاكت و و گستاخ؛ براي موفق بودن به اين مورد توجه نماييد. بعضي از افراد قدرت را با بي احترامي و بي شرمي اشتباه مي گيرند. در حالي كه اصلا جايگزين مناسبي نيست.
2- مهربان باشيد نه ضعيف و بي اراده؛ مهرباني به معني ناتواني نيست بلكه نوعي قدرت است. ما بايد آن قدر مهربان باشيم، تا به اشخاص حقيقت را بگوييم. مهربان و بافكر باشيم تا حرف خود را با صراحت بزنيم و موارد را همانطور كه هستند بيان كنيم و ديگران را فريب ندهيم.
3- جسور باشيد نه زورگو؛ مي توان با جسارت در زندگي برنده شد. براي نفوذ داشتن سعي كنيد جلوتر از افراد حركت نماييد و هميشه اولين فردي باشيد كه مشكلات را حل مي كند و متوجه نخستين نشانه مشكل و گرفتاري مي شود.
4- متواضع باشيد نه كمرو و خجالتي؛ كمرو بودن جلوي پيشرفت افراد را مي گيرد. فروتني و خجالت دو مقوله جدا از هم هستند. خضوع كلمه اي خدايي است كه شكوه و احترام را تداعي مي كند. به كاربردن اين كلمه در مورد انسان، خاص بودن اين مخلوق خداوند را آشكار مي كند. با خضوع، فاصله بين ما با خداوند، آسمان و ستاره ها كم مي شود به آنها نزديك تر مي شويم و خودمان را جزئي از ستاره ها مي دانيم. فروتني فضيلت است اما كمرويي و ترس، بيماري است و به همراه خود پريشاني مي آورد.
5- عزت نفس داشته باشيد نه خودبيني؛ با پيروز شدن به خود بباليد، زماني كه به آرزوهاي خود دست مي يابيد افتخار كنيد، در جامعه سربلند باشيد اما به ياد داشته باشيد كه يك ليدر خوب سر افراز است، اما مغرور نيست. در حقيقت بدترين نوع تكبر، تكبر به ناداني و ناآگاهي است.
6- شوخ طبع باشيد نه بذله گو؛ شوخ طبع بودن بسيار پسنديده است و مدير موفق بايد اين خصلت را داشته باشد، اما نبايد باعث شود بدون تفكر كاري را انجام دهد.
۲۱ رمز موفقيت
۱- روياهای بزرگ در سر بپرورانيد
فقط روياهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت در آورند(مارکوس اُرليوس)
۲- حس هدفمندی را در خود پرورش دهيد
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در نا هموارترين راه ها به جلو می رود.شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتی نخواهد داشت(توماس کارلاين)
۳- خود را داری شغل آزاد بدانيد
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم(ويليام هنلی)
۴- کاری را که واقعا دوست داريد انجام دهيد
وقتی کاری را انجام بدهيد که واقعا آنرا دوست داريد ديگر هرگز حتی يکروز هم کار نخواهيد کرد(برايان تريسی)
۵- در کار خود هميشه بهترين باشيد
کيفيت زندگی شما صرف نظر از اينکه در چه حوزه ای کار می کنيد بستگی دارد به اينکه تا چه حد خود را متعهد می دانيد که در کار خود بهترين باشيد(وينس لومباردی)
۶- سخت تر و بيشتر کار کنيد
هرچه سخت تر کار کنم موفق تر می شوم(جيمز تربر)
۷- خود را وقف يادگيری مادام العمر کنيد
يادگيری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقيت در هر زمينه ای است(دنيس ويتلی)
۸- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد
بخشی از کل در آمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آنرا پس انداز و سرمايه گزاری کنيد، بذر بزرگی در شما نيست(کلمنت استون)
۹- همه جزئيات مربوط به کارتان را ياد بگيريد
اگر در شغلتان مهارت بالايی به دست آوريد،هيچ چيز مانع در آمد بيشتر و پيشرفت سريعتر شما نخواهد شد(دان کندی)
۱۰- خود را وقف خدمت به ديگران کنيد
اگر به ديگران کمک کنيد تا به آنچه می خواهند برسند،شما هم می توانيد در زندگی به آنچه می خواهيد برسيد(زيگ زيگلار)
۱۱- با خود و ديگران کاملا صادق باشيد
تفکر منبع اصلی ثروت،موفقيت،پيشرفتهای مادي،کشفها واختراعات بزرگ و همه کاميابی هاست(کلودبريستول)
۱۲- بالاترين اولویتهايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنيد
انسان غير متمرکز در همه امورش نا پايدار است(برايان تريسی)
۱۳- سريع العمل و قابل اعتماد باشيد
کار خودتان را انجام دهيد،اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکی بيشتر و از روی سخاوت.همين مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد(دين بريگز)
۱۴- برای جهش از قله ای به قله ديگر آماده باشيد
برنده شد يک چيز گاه گاهی نيست بلکه هميشگی است(ويلس لُمباردی)
۱۵- انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنيد
انضباط فردی يعنی توانايی وادار کردن خود به انجام به موقع کارهايی که بايد انجام دهيد،چه خوشتان بيايد و چه نيايد(آلبرت هبارد)
۱۶- خلاقيت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنيد
قدرت تصور از واقعيات برتر است(آلربرت انيشتين)
۱۷- با افراد درست در ارتباط باشيد
طی ۵ سال آينده شما تغييری نخواهيد کرد مگر به دليل ملاقات با افرادی خاص و کتابهايی که مطالعه می کنيد(چارلزجونز)
۱۸- به بهترين نحو مراقب سلامتی خود باشيد
رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است(تئودو روزولت)
۱۹- قاطع و عملگرا باشيد
به جنگ دريای مشکلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد(ويليام شکسپير)
۲۰- هرگز شکست را يک انتخاب ندانيد
چيزی برای ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس(فرانک لين روزولت)
۲۱- در امتحان پايداری قبول شويد
هيچ چيز نمی تواند جايگزين پايداری شود.
استعداد نمی تواند: انسانهای با استعداد ناموفق فراوانند.
نبوغ نمی تواند: نابغه های ناکام تقريبا به صورت ضرب المثل در آمده اند.
تحصيلات نمی تواند: دنيا پر است از تحصيلکرده های بی حاصل.
فقط پايداری و اراده دارای قدرت لا يتناهی است (کالوين کوليج)

